سفرنامه سیستان از زبان marcopolo_ir

پنجشنبه بود که رسیدم به روستای تمین .
درست در نزدیکی این روستا قبرستانی به نام هفتاد ملا وجود داره.این قبرستان یکی از عجیب ترین قبرستان های ایران هست و من علاقه زیادی به دیدن اینجا داشتم.
چیزی به غروب آفتاب نمونده بود که به هفتاد ملا رسیدم.
برای ساختن این قبرها از معماری مقبره کوروش_بزرگ الهام گرفتن.
مردم باستان این قبرستان رو با کندن حفره ای بزرگ در دل یک صخره از جنس ماسه سنگ ایجاد کردن که در ارتفاع قرار داره و از گزند باد و باران و تابش مستقیم آفتاب در امان مانده.
قدمت این قبرستان رو بیش از هشتصد سال تخمین زدن.
روایت های مختلفی در مورد این قبرستان وجود داره.
عده ای میگن بعد از ورود اسلام به این منطقه موبدان زرتشتی به این مکان پناه بردن و بعد از مرگ همونجا دفن شدن.
روایت دیگه اینه که چون این منطقه در مسیر رودخانه بوده مردم برای در امان ماندن مرده ها اونها رو در ارتفاعات دفن میکردند.
اینکه چرا اسمش رو هفتاد ملا گذاشتن هم دقیقا مشخص نیست.
شاید به دلیل این بوده که مسلمان ها قبور زرتشتیان رو ویران نکنن.
یه دوستی هم میگفت قدیمها که خارجی ها میخواستن گنج های یه مکان هایی رو در بیارن اون مکانها رو به ملاها و جن ها؛چیزهای مقدس یا ترسناک نسبت میدادن که مردم به اونجا نرن تا راحت کار خودشون رو بکنن.
به نظر میرسه از قدیم الایام خرافات باعث شده که ایران غارت بشه و متاسفانه در قرن بیست و یکم با این همه پیشرفت هم این خرافات ادامه داره.
متاسفانه هیچ محافظتی از اینجا نمیشد و همه جا پر از پشگل گوسفند بود و مشخص بود که گوسفند ها هم به اینجا رفت و آمد دارن.

بعد از دیدن قبرستان دیگه چیزی به تاریکی هوا نمونده بود.
با مهمان نوازی که در اون چند روز از مردم سیستان_بلوچستان دیده بودم،خیالم راحت بود که شب آواره نمیمونم.
از طرفی میخواستم جمعه پای کوه تفتان باشم که با بقیه کوهنورد ها به قله صعود کنم.چون من که تا حالا تفتان نرفته بودم.نمیدونستم مسیر چطوره.
رفتم پایین قبرستان.
سر جاده چند تا جوان ایستاده بودن.گفتم از اینجا تا پای کوه چقدر راهه؟گفتن آخر این روستا یه جاده خاکی هست که به تفتان میره ولی جاده اش خیلی داغونه.گفتم چقدر راهه؟ یکی گفت نیم ساعت.یکی گفت یک ساعت.یکی گفت دو ساعت.
یکی میگفت برو.یکی میگفت بیا امشب بریم مهمون ما باش صبح برو.
واقعا مونده بودم چه کنم.میترسیدم اگه بمونم نتونم جمعه به تفتان صعود کنم.
به هر حال تصمیم گرفتم؛دل رو زدم به دریا و رفتم.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

فروشگاه وب سایت

پشتیبان سفر